برای شیما

برای دوست نازنینم. دوستی که همیشه در روزهای سخت زندگیم معنای واقعی عشق را برایم تجلی بوده است. آری برای تو مینویسم. تو که تجسم واقعی دوست داشتن و دوست داشته شدن هستی. برای تو که عشق زمینی و بزرگت از عمق روح زنانه ات سرچشمه میگیرد. برای تو که عشق زیبایمان را با واژگان تمسخر آمیز و پوچ "عشق آسمانی" نیالودی. برای تو که زنانگیم را به میهمانی بستر زنانه ات خواندی. برای تو که تنم را زیباتر از هر مردی نواختی. و شهوت را با دستان لطیفت بهتر از هر مردی در وجودم زنده کردی. برای تو که فارغ از هر حرفی و حدیثی همبسترم شدی. وقتی که تنم تنت را بیشتر از هر مردی طلب میکرد. وقتی که پستانهایم برای همخوابگی با پستانهایت آتش گرفته بود. وقتی که همه تنم عطش لبهایت را داشت. و لبهایم عطش زنانگیت را. برای تو که بعد از سالها دوستی پر نشیب و فراز همچنان شبها به دور از چشم همسر نازنینت همخوابه من میشوی. برای تو که همخوابگیت از آرزوهای همیشگیم شده است. برای تو که بهترین مأمن فرار من هستی از همه دنیای مردانه اطرافم. برای تو که بهشت من هستی. برای تو که موهای بلندت را بیشتر از هر مردی، پستانهایت را بیشتر از سینه ستبر شان و دستهای نازکت را بیشتر از همه بازوهای مردانه شان دوست میدارم. برای تو که زبانم به همه خطوط و پستی ها و بلندی های تن نازنینت آشناست. و برای تو که ذره ذره تنم طعم خوب دهانت را چشیده و مست شده است. بگذار دنیا هرچه میخواهد از ما و در مورد ما بگوید. بگذار جنده مان خطاب کند. بگذار همجنس گرایمان بخواند. بگذار تکفیرمان کند. در بهشت بسترت اینها همه پشیزی بیش نیست.  

۲ نظر:

  1. پاسخ‌ها
    1. سیکتیر بابا. یه جنده کس شعر مینویسه اون یکی به به میگه. برین به دادنتون برسین.

      حذف

مرسی از این که وقت میذاری و کامنت میذاری. سحر