سحر غیر اهلی

دیروز یکی از خواننده های خوب وبلاگ یه ایمیل زده بود و در کنار همه اظهار لطفی که کرده بود گفته بود من "غیر اهلی" هستم. راستش از این صفت خیلی خوشم میاد. اولین بار این صفت را مادربزرگ مرحومم روی من گذاشت. کوچیک که بودم توی اصفهان بین همه دخترها و پسرهای فامیل از همه  شرتر و پر انرژی تر بودم. همیشه خدا مشغول بازی با پسرهای دایی ها و عمو ها و ... بودم. کمتر مثل بقیه دخترها تو خونه میموندم و عروسک بازی میکردم. روزهای جمعه که همه خونه مامان بزرگ جمع میشدیم همیشه یه چیزی پیش میومد که بهم چشم غره میرفت یا یه نیشگون ازم میگرفت و میگفت "دختر خب نی اینقذه آتیش بسوزوند آ از خونه به در باشد". من هم که همیشه یه گوشم در بود و یه گوشم دروازه. خیلی مامان بزرگ را دوست داشتم. اما خوب خیلی هم غر بهم میزد. 
یادمه حدود 5 یا 6 سالم بود. هنوز مدرسه نمیرفتم. یه روز جمعه توی پاییز که داشتیم با بقیه پسرها تو کوچه بازی میکردیم پسر داییم با یکی از بچه های کوچه دعواشون شد. اون پسره یکی دو سالی از ماها بزرگ تر بود و خوب زورش به پسر دایی میچربید. من از این که میدیدم پسر دایی داره کتم میخوره خیلی ناراحت شدم. رفتم بلوز پسره را گرفتم کشیدمش به زور کنار. اینقدر محکم کشیدمش که پرت شد توی یه مادی که اونجا بود. مادی عمیق بود و تهش هم یه کم آب بود که تمیز هم نبود. پسره فریادش رفت هوا و همونجا تو آب دراز کشید و شروع کرد به داد و هوار کردن. من که خودم ترسیده بودم فرار کردم تو خونه مامان بزرگ و توی صندوق خونه اش قایم شدم. 
نیم ساعت بعد دیدم صدای همسایه مامان بزرگ اینها از تو حیاط در اومد و بعدش هم صدای بابا و مامان بزرگ و خلاصه بلوایی شد. فهمیدم پسره دستش شکسته و باباش شاکی اومده بود در خونه مامان بزرگ. اون روز یه کتک حسابی از بابا خوردم و تا عصر مهمونی بهم زهر مار شد. بعدش میشنیدم که مامان بزرگ داره بابام را نصیحت میکنه که "نذار دخترت اینجوری بار بیاد. دختر را باهاس اهلی کرد. این دختر تو از همین الان غیر اهلی شدس. دختری غیری اهلی فردا روز باعث سرشیکیستگی پدر آ مادر آ خونواده میشد. آ شوورم گیریش نیمیاد. مرد زنی میخواد که خونه را بذار وردار کوند. بچه را تر و خوشک کوند. زنی که تو چشمی در آ همسایه باشد برا آدم زن نیمیشد" 
انگار همه حرفهاش هنوز همونجوری با همون لهجه قشنگش تو ذهنمه. تازه تازه. و من 6 ساله که نمیفهمیدم غیر اهلی یعنی چی. اما هیچکدوم از این چیزهایی که مامان بزرگ میگفت را دوست نداشتم. من دوست داشتم برم تو کوچه فوتبال بازی کنم. من دوست داشتم وقتی دعوام میشه حقم را از هرکی که هست بگیرم. حتی اگه شده پسرهای کوچه باشن که همیشه سر به سرم میذاشتن. از همون موقع بود که دوست داشتم دختر غیر اهلی ای باشم. 
حالا چند سالی میشه که مامان بزرگ دیگه نیست که نوه شو ببینه. که چقدر غیر اهلی شده. و شاید هم راست میگفت. شاید با معیار ها و خط کش های مامان بزرگ، من الان باعث سرشکستگی خانواده هستم. اما هرچی که هست این منم. سحر سرکش. که هیچی از اون قواعد و معیارها را دوست نداشت و نداره. و زندگی خودش را میکنه. اگه اهلی بودن اسارت تو اون چارچوب هاست، من الان وحشی ترین دختر زمینم. 

۳۴ نظر:

  1. شما متولد آذر ماه نیستید؟

    پاسخحذف
  2. و بهایش را خواهی پرداخت.بهایی که اگر روایتت را باور کنیم خود خواسته است.آنروز که در آستانه میانسالی نه خانواده ای تشکیل داده ای،نه طعم
    مادر بودن را چشیده ای و نه یاور راستینی داری.آنروز که استحکام اندامت،استواری باسنت و گیرایی ممه هایت فرو ریزد و نگاهی بر عبورت
    سنگینی نکند.در میان تنهایی نبوغت جرقه میکند که میانسالی ثروتمند را تور کنی و به قول همان اصفهانیها زنگوله ای پای تابوت علم کنی.شاید هم
    نکنی.هر نوعی از بودن بهایی دارد،باید در پایان دید کدام سنگینتر خواهد بود.راستی شاید نزدیکِ پایان،عذاب وجدانی هم اضافه شود بر بار تنهاییت
    از مردان متاهلی که با آنان خوابیدی و ریزشی که آغازش شدی.شاید هم نه.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. شمایی که حتی اسم خودت را هم ترسیدی اینجا بنویسی و من حتی نمیدونم خانوم هستی یا آقا. شما به من توصیه آخر و عاقبت میکنی؟ شما به چه اجازه ای به خودت حق میدی من را قضاوت کنی؟ فکر میکنی این طرز فکر کردنت و این طرز حرف زدنت خیلی قشنگ تر و خداپسندانه تر از کارهائیه که من کردم؟ شما چه کاره هستی که آینده من را با کثافت های ذهن آلوده خودت تفسیر میکنی؟ فکر میکنی تو و امثال تو الان پیغمبر راستین عشق و محبت هستین و من دختره هرزه و مخل آسایش جامعه؟ حیف که اینجا نه جای جواب دادن به چرندیات شماست و نه نوشتن های من ارزش این جواب دادن را داره. این که من در آینده بخوام بچه دار بشم یا نه، که بخوام شوهر کنم یا نه، که بخوام ثروتمند بشم یا نه به شما کوچکترین ربطی نداره. بهتره دهان آلوده ات را ببندی و بیشتر از این هذیان های ذهن مالیخولیایی خودت را به قامت سرافراز من نپیچی. من همیشه و در همه حال با افتخار زندگی کرده ام و میکنم و خواهم کرد.
      محض اطلاع جنابعالی تمام مردان متأهلی که همبستر من شده اند همه شان همچنان با عشق فراوان با همسرانشان در حال زندگی هستند. محض اطلاع شما من زندگی هایی را از از هم پاشیدگی نجات داده ام که شما حتی تصورش را هم نمیتونی بکنی. و باز محض اطلاع شما خیلی از این زندگی ها را با سکس نجات داده ام. با همخوابه شدن با مردهایی که از زن هایشان هیییچ چیز نمیدونستن. و از همصحبت شدن با زنهایی که زنانگی را تو لفافه های کهنه و پوسیده جامعه ای که شما و امثال شما ساختید گم کرده بودند.
      من به جای نشستن و با فکر مریض نسخه برای دیگران پیچیدن، دارم میجنگم. برای آزادی و آزادگی زن. برای به دست آوردن همه آنچه که یک عمر تو جامعه مردسالار ایران از من گرفته شده بود. برای پس گرفتن چند سال از عمرم که تو زندانی به نام ازدواج از من دزدیده شد. برای از بین بردن هر آنچه که یک زن را فقط به دلیل زن بودن از دوست داشتن هایش منع میکند.
      و در این راه چرندیاتی مانند این را به تخم چپ نداشته ام هم حساب نمیکنم. داشتنش ارزانی شما که همه دارائیتان از زندگی همین است.

      حذف
    2. سلام من سینا سهیلی و از طرفداران شما در فیس بوک و بلاگتون هستم ،جواب خوب و متینی دادید متاسفانه خیلی از ارزش های واقعی ما را به تاراج بردند و هنوز بعضی ها فقط به فکر زیر شکمشون هستن و مثل کبک سرشون رو کردن زیر برف ، بیشتر مردم ایران در مورد رابطه جنسی شون مشکل دارن و حتی راحت بگم مثل خود من بلد نیستن چکار کنن که ارتباط جنسی درستی داشته باشن که خودش یک مساله خیلی مهم در ارتباط زناشوئی شونه که نه مرد راضیه و نه زن ، دراین چند سال گذشته آن قدر میراث فرهنگی و فرهنگ مارو از بین بردن که حد نداره تمام سرمایه های ملی مون رو و باز تآکید می کنم فرهنگ مون رو از بین بردن ، حالا خیلی مونده تا بفهمیم چه بلائی دارن سرمون میارن موفق باشی راستی من بودم که پرسیدم شما متولد آذر هستید یا نه.

      حذف
  3. گه نخور چاقال.چه وضع حرف زدنه چاک پاره؟چهار تا کُس-ندیده قربون صدقت رفتن فکر کردی خیلی شاخی شاشو؟
    مثکه خورد تو سه-کنج سقف کست که اینطوری دریده وار واق زدی.کاپوت.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. :)))) خوشم اومد که درست زدم به اونجایی که باید میزدم. برای من فقط همین مهم بود که هویت و فرهنگ و اعتقاداتت را همینطور عریان به همه نشون بدی. به قول ما اصفهانیا فحش های چارواداری و چاله میدونی دادن واقعاً هنریه که هر کسی از عهده اش بر نمیاد.
      من بیشتر از این حرفی برای گفتن اینجا ندارم. به خوبی تونستم ثابت کنم که کسی که من را از آخر و عاقبت میترسونه و میخواد من را به راه راست هدایت کنه چه ذهن عصبی و کثیفی داره. و این که چنین قطاری از فحش و اصطلاحات چاله میدونی فقط میتونه زائیده چنین ذهنی باشه. میدونم که برات ممکنه خیلی دردناک باشه که یه دختر بتونه تو روت وایسه و همه این چیزهایی که لایقش هستی را بهت بگه. و من برای همین اینجام. برای این که آینه دق تو و امثال تو باشم. برای تو و نر های دیگه ای که استقلال یک زن را هرزگی ولذتش را جندگی میدونین.
      من هنوز هم مینویسم. بی پروا تر از گذشته. چون میدونم همین نوشتن منه که تونسته نرهایی مثل تو را از سوراخ بیرون بکشه و آتیش بزنه. من هنوز مینویسم چون میدونم نوشتنم به من و زنهای و دخترهای دیگه هموطنم کمک میکنه خودشون را باور کنن و واقعیت وجودی زن را به مردهای واقعی نشون بدن. من مینویسم چون بهم ثابت شده نوشتن من و امثال من و خوندن من و امثال من تنها چیزیه که شما نرها ازش میترسین.
      و زندگی پر از نشیب و فراز من بهم ثابت کرده که حتی یک ذره از خزعبلات تو را به همون تخم چپ نداشته ام هم نگیرم. من با آدمها و ناآدم های زیادی تو زنگی سر و کله زدم. و حالا میتونم بشینم و با آرامش لبخند بزنم. چرا که تجربه بهم ثابت کرده این که کسی محتویات ذهنش را اینطوری خالی کنه مشکل خودشه نه من. و درسی که به تازگی تمومش کردم و به خاطرش از یکی از معتبرترین دانشگاه های دنیا دکترا گرفتم بهم کمک میکنه که بدونم با یک بیمار طرفم. بیماری درمان داره. و من درمان تو را بلدم. اگه فقط بخوای که درمان بشی.
      من به خودم به عنوان یه دختر ایرانی افتخار میکنم و علیرغم اون چیزی که از ذهن شما دارم اینجا میبینم بهت لبخند میزنم و دست کمک به طرفت دراز میکنم.

      حذف
    2. برعکس،فحش دادن کار آسانیست اما گاه باید به امثال تو آسان بودنش را یادآوری کرد آنگاه که سلیطگی را سلاح میکنی.من حرف خاصی در نوشته های تو ندیده ام که سبب شود کسی از سوراخی بیرون کشیده شود.این ذهنیت بیمار شماست که "نر"ها را یا محتاج لای پای خود میبینید یا خزیده در سوراخ.مطلب دیگر را هم واژگونه فرمودی.این شما بودی که گمان نمیکردی کسی از نقابت عبور کند و به روح حقیقت دست یازد.تو نقابی ساخته ای از قدرتی پوشالین و گمان میبری همه میبایست در برابرش مجبور شوند کیرشان را جابجا کنند یا بیاموزند.به همین سبب بود که نوشته نخستین من آنجایی زد که نمیبایست میزد.چندین سال پیش از اینکه شما صاحب وبلاگ عاریتی باشید خانم پریناز در سایت ایرانیان.کام شیواتر از شما همین سبک
      را میرفت و اتفاقا مطالبش صدها نظر و نقد و استدلال میگرفت.به سان بسیج پیرو خط امام رفتار میکنید.هر کس در خط شما نباشد بیمار و کثیف است و گوهر حقیقت فقط در قامت سرافراز شما پنهان است.بهروز پاک شیر،مریم محبی و شاید زیبا ناوک حرکتهای مثبتی داشته اند.شما با مزمزه کردن آلت لهستانی به خدمتتان به بشریت ادامه دهید.

      حذف
  4. به نظرم اون کامنتی که شاعرانه نوشته شده فشار زیادی به سحرجان واردکرده باشه اما به هر حال جز اون قسمت عذاب وجدان منم با بقیه اش موافقم.استدلال سحر عزیز هم به قول اینجاییا برای من میک سنس نکرد.یک نفر نظرشو رو بیان کرده اتفاقا شاعرانه هم بیان کرده مشکلش کجاست.من ضمن اینکه از متن سحر عزیز لذت بردم اما با نحوه جوابش موافق نیستم.من میتونم هرطور دوست داشتم زندکی کنم ولو غلط اما اینکه اونو رسالت و شجاعت بنامم یه مقدار مضحکه.به هر روی برای جمیع دوستان ارزوی موفقیت دارم.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. :) نه عزیز جان فشاری وارد نکرد. همونطور که تو کامنت بالا نوشتم این روش من بود برای عریان کردن واقعیت کسی که میخواد من را به زندگی سالم و خداپسندانه برگردونه. و این واقیتیه که متأسفانه این روزها تو جامعه ما داره موج میزنه. من همیشه و همیشه عریان حرف زدم و عریان نوشتم. و تجربه و دانشم به من کمک میکنه که بدونم چطور واقعیت های دیگران را هم همینطور عریان به نمایش بگذارم. همین.
      من به خودم و زندگی خودم افتخار میکنم. شاید خیلی ها اگه جای من بودن خیلی زودتر از اینها بریده بودن. و شاید خیلی ها از این موفق تر میشدن. اما من با همه پستی ها و بلندی هایی که قبلاً هم راجع بهش نوشتم تونستم خودم را تا بالاترین مدارج دانشگاهی برسونم. و حالا هم کاری را دارم انجام میدم که عاشقشم. چرا به خودم افتخار نکنم؟ من صحبتی از رسالت نکردم و خودم را نمونه و مقتدای کسی هم نمیدونم. من برای خودم زندگی میکنم. فقط و فقط برای خودم. اما شجاعت چرا. من اینقدر شجاع هستم که چنین وبلاگی را با اسم و مشخصات خودم اداره کنم. و برخی اینقدر هم شجاعت ندارن که اقلاً اسمی بالای کامنتشون بذارن. که اقلاً معلوم بشه زن هستند یا مرد. گرچه نر بودن بعضی افراد از نوشتن ها و طرز صحبتشون کاملاً مشخصه.

      حذف
    2. احسنت.
      سینا سهیلی

      حذف
  5. حالا اونقدرها هم که فکر میکنی سرکش و نا اهلی نیستی. چون هنوز تو یوتیوب نیومدی و پستهای ویدئویی نمیذاری

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. یه کم دیگه سعی کنی حتماً گوشهام زیر پام گیر میکنه. آفرین

      حذف
  6. براوو .. این رو برای این گفتم که اگه احیانا سحر خانم نباشه و اقا باشه واقعا خیلی واقعی و زیبا در اینجا فیلم دخترها رو بازی کردی
    به هر حال در مورد پشیمانی از سرکشی و یاغی گری که اون نر ناشناس کامنت گذاشت که البته به نظرم ایده خنده دار و مزخرفی هست و تو عصبانی شدی به نظرم اتفاقا جای فکر کردن داره و جواب بهتری میتونی بدی . اینکه حال رو فدای آینده نکنی یا اینکه آینده رو فدای حال کنی و به قضیه تنهایی در پیری و ازدواج و بچه دار شدن فکر کنیم به جای تنهایی زندگی کردن و خونه داری و بچه داری کی به جای گاییدن این و اون و...
    همه حرفها رو نزدم

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ببخشیدها، اما گائیدی خودت را با این "سحر اگه مرد نباشه". اگه خیلی بهت بر میخوره خواهشاً دیگه اینجا نیا و نخون. اما اگه میخوای بیای و کامنت هم بذاری پس هیششششش.
      در ضمن، زندگی هر آدمی فقط و فقز یه خودش مربوط میشه و بس. شما یا هر کس دیگه ای اگه با زندگی من مشکلی داره میتونه عکس من را قاب کنه بزنه تو اتاقش به خانواده اش نشون بده به عنوان یه نمونه از آدم های هرز شده و تلف شده. به عنوان درس عبرت. به عنوان هر چیز دیگه ای. اما کسی حق نداره به من بگه چه کاری درسته و چه کاری غلطه.

      حذف
    2. و البته ترس از پیری و کوری و بچه دار شدن از ترس آینده و شوهر کردن از ترس این که دو روز دیگه شوهر گیرم نمیاد و این حرفها دقیقاً حرفهای خاله زنک بازیه که پیرزن ها بیشتر بهش علاقه دارن. توصیه میکنم شما خودتون را درگیرش نکنین.
      من تا وقتی جوونم و بدنم شادابه ازش استفاده میکنم. ازش لذت میبرم. با هر مردی که دوست داشته باشم میخوابم. و با هر زنی که دوست داشته باشم. هرجا و با هرکی دلم بخواد خودم را ارضا میکنم. نه دلم میخواد حامله بشم، نه بچه میخوام، نه شوهر. و هروقت عاشق کسی شدم باهاش یه زندگی جدید را شروع میکنم. این میتونه امروز اتفاق بیفته، یا سال دیگه یا 10 سال دیگه یا 50 سال دیگه. اما همه اینها به هیچکس مربوط نیست.

      حذف
    3. اتفاقا با هم تفاهم داریم! ولی داریم حرف میزنیم دیگه. چرا فکر کردی میخوام نصیحت کنم
      ما که مثل شما سرکش نیستیم و جسارت و شجاعت شما رو نداریم! ولی از بچه و این بازیها هم بیزارم برای همین میگم 120 سال دیگه خدای نکرده اگه پیر شدم باید چیکار کنم و به چه انگیزه ای زندگی کنم؟ هیچی ولش کن شاید عکست رو قاب کردم به عنوان آدم موفق ولی عکسهات لامصب هیچ کدوم شبیه هم نیست البته من یکم مشکل تشخیص چهره هم دارم . یه فیلمی چیزی یادگاری بذار بعد ها که خاطرات جوانی رو مرور میکنیم یادمون بیاد ای بابا سحر راست میگفت . اگر هم به احتمال یک درصد مرد هستی و نقش خانم سحر رو داری بازی میکنی ابدا به من بر نمیخوره فقط از رو کنجکاویه پسر.

      حذف
  7. شما به اسلام راستین که زن رو از زنده به گوری نجات داد و جایگاه حضرت فاطمه زهرا(س) رو تا حد خود پیامبر اعتلا داد و پیامبر ایشان را ام ابیها نامیدند اعتقاد ندارین؟همون اسلام زن رو به عفاف دعوت فرموده و مرد رو به رعایت کلیه حقوق زن امر نموده.حتی زن در مقابل کار منزل میتونه دستمزد بگیره.ببینید چند قرن حتی از جهان غرب جلوتر هست.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. من به اسلامی که زن را در حد کارگر توی خونه پایین بیاره که برای کارش دستمزد بگیره اعتقاد ندارم. من به اسلامی که زن را برای سکس با شوهرش مستحق دستمزد بدونه اعتقادی ندارم. من با مردهای خیلی زیادی همخوابه شدم تا حالا، ولی هیچکدومش در ازای پول نبوده. من پول گرفتن برای سکس را خیلی بد میدونم، چه برسه برای شوهر. من به اسلامی که لذت را مختص مرد میدونه و من را به خاطر زن بودنم از هر لذتی محروم میکنه اعتقادی ندارم. من به اسلامی که به شوهر من اجازه میده به هر دلیلی که تو ذهن کثیفش هست اجازه خروج من از کشور را لغو کنه اعتقادی ندارم. من به اسلامی که در کتاب مقدسش به مرد اجازه میده من را بزنه اعتقادی ندارم. من به اسلامی که به پیامبرش اجازه میده با زن پسرش سکس کنه اعتقادی ندارم. من به اسلامی که حتی برای ازدواج کلمه "نکاح" را به کار میبره اعتقاد ندارم.
      شما تا حالا تحقیق کردین که کلمه "نکاح" یعنی چی؟ اگه نرفتین و نگشتین من براتون میگم. "نکاح" در عربی دقیقاً به معنی "گائیدن" به کار میره. اگه به فرهنگ دهخدا مراجعه کنید میبینید که معنی اون را "سپوختن" نوشته که دقیقاً همین گائیدن میشه. من به اسلامی که پیامبرش گفته نکاح سنت من است اعتقادی ندارم.
      من به برابری زن و مرد اعتقاد دارم. اگه مرد میتونه با زنهای زیادی بخوابه من هم میتونم با مردهای زیادی بخوابم. اگه مرد حق داره از زنهای زیادی لذت جنسی ببره من هم حق دارم. اگه من با مردی توی یه خونه زندگی میکنیم هردو حق داریم از همه چیز اون خونه و اون رابطه استفاده کنیم و هر دو در برابر همه چیزش مسئولیم. نه من به ازای کار توی اون خونه از مردم چیزی طلبکار میشم و نه اون به خاطر کردن من چیزی بهم بدهکار میشه.
      من بارها گفتم، و باز هم میگم. من به عضق اعتقاد دارم، به دوست داشتن باور دارم. به این که دو نفر آدم 100 سال با هم زندگی کنند غبطه میخورم. اما به ازدواج نه. من ممکنه با مردی سالها زیر یه سقف زندگی کنم و عاشقانه دوستش داشته باشم و هر رابطه ای جنسی یا عاطفی را با هر مرد یا زن دیگه ای به خاطر اون مرد کنار بگذارم، اما باهاش ازدواج نمیکنم. اما من به اسلامی که من را به خاطر این کار مستحق شلاق و سنگسار بدونه اعتقادی ندارم.

      حذف
    2. محض اطلاع باید گفت که جمله «نکاح سنت من است» رو پیامبر وقتی گفت که یک زن از اینکه مردش به بهانه زهد ارتباط زناشویی رو قطع کرده است، به پیامبر شکایت برده بود.

      حذف
    3. این ""پیامبر"" راهزنی و آدم کشی و خانوم بازی و حروملقمگی تو ذاتش بود.چیو کی گفت بریز دور.

      حذف
  8. اه یه لحظه قاطی کردم اتفاقا میخواستم بگم تو باید مثل من سنگ دل میشدی که نظرات دیگران برات مهم نباشه و بعد از سالها وبلاگ ویسی میتونی مثل من بشی ولی یهو نوشتم این چرتا پرتا رو همینطوری محض خنده البته من وبلاگ نویس نبودم و نیستم . بهتر نیست پاک کنی کامنت قبلیم رو ؟ به هر حال ریدم توی اعتقادات میلیونها آدم کم حرف نیست اونم توی یه وبلاگ نیمه سکسی یکم خز هست پاکش کن لطفا

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. خیلی خیلی جالب بود.نوشتی بعد ریدی تو خودت که مبادا مسلمانان بیان سرتو ببرن؟آخه تو که جرات نداری واسه چی حرف میزنی.خیلی جالب بود.

      حذف
    2. چون خودت خواستی پاکش میکنم

      حذف
    3. ای بابا شوخی کردم! ولی حالا که پاک کردی ایراد نداره

      حذف
  9. فحش زشت غیر سکسی کی بلده؟ هر چی فکر میکنم همش کیر و کس و گاییدن و این چیزا میاد به ذهنم

    پاسخحذف
  10. سحر جان سرعت جلو-عقب کردن یا اصطلاحا تلمبه زدن چقدر در ارضای زن موثره؟

    پاسخحذف
  11. نمی دونستم یه کلمه " غیر اهلی " این همه داستا به پا میکنه
    خیلی متاسفم که خیلی از دوستان فکر می کنند مسولیت امینت اخلاقی همه هستند. و در همه جا باید ..همه رو نصیحت کنند....اون هم با بد ترین و رکیک ترین کلمات....
    B.KH...از آفریقا

    پاسخحذف
  12. گاهی اوقات مسایل کوچک رو زیادی مهم میبینیم.خطابم هم با خوانننده هاس هم با نویسنده یا نویسندگان.من همه پستها رو میخونم به عنوان یه مطلب خوندنی مثل وقتی که روزنامه میخونم.اصلا برام مهم نیست نویسنده واقعا کی هست و چقدر حرفاش راسته چون اهمیتی نداره.از این وبلاگا و مطالب زیاده هر وقت حال نکردم دیگه نمیام بخونم،خیلی ساده.دخترای سال 57 و 58 به بعد و به خصوص 66 به این طرف هم چندان اسیر و درمونده نیستن و خیلیهاشون پسربازیو میکنن و بعد هم میدوزن یا هرچی.اینه که نویسنده هم زیاد لازم نیست جوش بزنه که داره کسیو آزاد میکنه.عموما میمونه مناطق فقیر و عقب افتاده تر ایران مثل ایلام و..که داستانش فرق میکنه.خوانننده ها هم حال نمیکنن نیان.اومدن و جدی گرفتن اینجا و بحث سر اینکه این نویسنده کی هست و کی نیست یعنی چند تخته کم داشتن.

    پاسخحذف

مرسی از این که وقت میذاری و کامنت میذاری. سحر